عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
149
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
قرآن باشند ؛ نه از حيث معنا و نه از حيث سبك و اسلوب ، و آشكارا ، ويژگى وارداتى در متن و بيگانگى از متن و حيانى و معجزه در آنها پيداست ، مثل موارد اضافى در آيهء 10 سورهء واقعه ( 56 ) ( و السّابقون بالايمان بالنّبىّ فهم علىّ و ذرّيّته الّذين اصطفاهم اللّه من اصحابه و جعلهم الموالى على غيرهم اولئك هم الفائزون الّذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون ) « 1 » ( 14 ) بدون شك چنين عبارتهايى ارتباطى با ابن مسعود ندارد بلكه ساختگى است و سازندگان آن ، ابن مسعود را بسان پردهاى قرار دادهاند كه در پشت وى پنهان شوند . بعيد است كه وى چنين گفته باشد و يا از آن خبر داشته باشد ( 15 ) ، چون عمر عبد اللّه بن مسعود به سر آمده بود و هنوز در جامعهء اسلامى آن فتنهها و آشوبهايى كه وزيدن گرفت و خاندان على [ ع ] را محور اين نزاع قرار داده بودند ، ظاهر نگشته بود . از طرفى ، در متن ابو حيان ديديم كه گفته است : « اينها [ روايتهاى مخالف با مصحف ] خبرهاى واحد هستند » . در واقع روايتهاى كه به ابن مسعود نسبت داده شده است تنها از طريق « اعمش » بوده « 2 » . و روايتهاى واحد هستند . امّا در مقابله با روايت متواتر كه بر آن اجماع شده است ، شاذّ مىگردند ، چون خبرهاى واحد وقتى با خبرهاى صحيح مقايسه مىشوند ، واحد به حساب مىآيند امّا وقتى با متواتر مقابله شوند ، باطل به حساب مىآيند . شافعى در تعريف حديث شاذ مىگويد : « شاذّ ، حديثى است كه شخص مورد قبولى آن را روايت كند كه مخالف روايت كسى است كه از او شايستهتر است » « 3 » اين از حيث روايت . امّا از حيث راوى يعنى اعمش ، كتابهاى جرح و تعديل دربارهء او آوردهاند كه ثقه ، حافظ و آشنا به قرائت و پرهيزگار امّا مدلّس بوده است » « 4 » ( 16 )
--> ( 1 ) آرتور جفرى ، ماتريال ، ص 97 [ اين ادعاى نويسنده بىاساس است و چنان كه خود گفته است اينها از باب تفسير بوده است نه افزون بر متن ( م ) ] . ( 2 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ج 2 ، ص 57 . ( 3 ) جمال الدين القاسمى ، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث ، ص 111 ، 1925 . [ شاذ حديثى است كه در مقابل و معارض حديث مشهور يا حديثى كه راويانش حافظتر است ، واقع شود . كاظم مدير شانهچى ، دراية الحديث ، ص 61 ] . ( 4 ) احمد بن على بن حجر العسقلانى ، تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 331 .